غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


همای_اوج_سعادت_به_دام_ما_افتد
همای اوج سعادت به دام ما افتد    اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار بر اندازم از نشاط کلاه    اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق شود طالع    بود که پرتو نوری به بام ما افتد
به بارگاه تو چون باد را نباشد بار    کی اتفاق مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستم    که قطره‌ای ز زلالش به کام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز    کز این شکار فراوان به دام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی    بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ز خاك کوی تو هر گه که دم زند حافظ    نسیم گلشن جان در مشام ما افتد


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: