فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه‌بان دارد

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


بتی_دارم_که_گرد_گل_ز_سنبل_سایه‌بان_دارد
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه‌بان دارد    بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب    بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد
چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود    ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم    کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد
چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق    به غماز صبا گوید که راز ما نهان دارد
بیفشان جرعه‌ای بر خاك و حال اهل دل بشنو    که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد
چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل    که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد
خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلس    که می با دیگری خورده‌ست و با من سر گران دارد
به فتراك ار همی بندی خدا را زود صیدم کن    که آفت‌هاست در تاخیر و طالب را زیان دارد
ز سرو قد دلجویت مکن محروم چشمم را    بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش آبی روان دارد
ز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داری    که از چشم بد اندیشان خدایت در امان دارد
چه عذر بخت خود گویم که آن عیار شهرآشوب    به تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: