غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


دوستان_دختر_رز_توبه_ز_مستوری_کرد
دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد    شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد
آمد از پرده به مجلس عرقش پاك کنید    تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
مژدگانی بده ‌ای دل که دگر مطرب عشق    راه مستانه زد و چاره مخموری کرد
نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود    آن چه با خرقه زاهد می انگوری کرد
غنچه گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت    مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد
حافظ افتادگی از دست مده زآن که حسود    عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: