غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


به_سر_جام_جم_آن_گه_نظر_توانی_کرد
به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد    که خاك میکده کحل بصر توانی کرد
مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهر    بدین ترانه غم از دل به در توانی کرد
گل مراد تو آن گه نقاب بگشاید    که خدمتش چو نسیم سحر توانی کرد
گدایی در میخانه طرفه اکسیری‌ست    گر این عمل بکنی خاك زر توانی کرد
به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی    که سودها کنی ار این سفر توانی کرد
تو کز سرای طبیعت نمی‌روی بیرون    کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی    غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد
بیا که چاره ذوق حضور و نظم امور    به فیض بخشی اهل نظر توانی کرد
ولی تو تا لب معشوق و جام می ‌خواهی    طمع مدار که کار دگر توانی کرد
دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی    چو شمع خنده زنان ترك سر توانی کرد
گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظ    به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: