غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


اگر_روم_ز_پی‌اش_فتنه‌ها_برانگیزد
اگر روم ز پی‌اش فتنه‌ها برانگیزد    ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری    چو گرد در پی‌اش افتم چو باد بگریزد
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس    ز حقه دهنش چون شکر فرو ریزد
من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم    بس آب روی که با خاك ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست    کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز    هزار بازی از این طرفه‌تر برانگیزد
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ    که گر ستیزه کنی روزگار برستیزد


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: