غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


دوش_از_جناب_آصف_پیک_بشارت_آمد
دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد    کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
خاك وجود ما را از آب دیده گل کن    ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد
این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند    حرفی‌ست از هزاران کاندر عبارت آمد
عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود    کآن پاك پاکدامن بهر زیارت آمد
امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان    کآن ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد
بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است    همت نگر که موری با آن حقارت آمد
از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه‌دار    کآن جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد
آلوده‌ای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه    کآن عنصر سماحت بهر طهارت آمد
دریاست مجلس او دریاب وقت و در یاب    هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: