غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


مژده_ای_دل_که_دگر_باد_صبا_باز_آمد
مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد    هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد
بر‌کش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز    که سلیمان گل از باد هوا باز آمد
عارفی کو که کند فهم زبان سوسن    تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد
مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من    کآن بت ماه رخ از راه وفا باز آمد
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح    داغ دل بود به امید دوا باز آمد
چشم من در ره این قافله راه بماند    تا به گوش دلم آواز درا باز آمد
گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست    لطف او بین که به لطف از در ما باز آمد


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: