غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


صبا_به_تهنیت_پیر_می_فروش_آمد
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد    که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای    درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار    که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش    که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع    به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد    چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس    سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به میخانه می‌رود حافظ    مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: