غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


گر_می_فروش_حاجت_رندان_روا_کند
گر می فروش حاجت رندان روا کند    ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا    غیرت نیاورد که جهان پر بلا کند
حقا کز این غمان برسد مژده امان    گر سالکی به عهد امانت وفا کند
گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم    نسبت مکن به غیر که این‌ها خدا کند
در کارخانه‌ای که ره عقل و فضل نیست    فهم ضعیف رای فضولی چرا کند
مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد    وآن کو نه این ترانه سراید خطا کند
ما را که درد عشق و بلای خمار کشت    یا وصل دوست یا می صافی دوا کند
جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت    عیسی دمی کجاست که احیای ما کند


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: