غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


خستگان_را_چو_طلب_باشد_و_قوت_نبود
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود    گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی    آن چه در مذهب ارباب طریقت نبود
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق    تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او    زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن    شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکی‌ست    نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه    هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: