غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


دوش_در_حلقه_ما_قصه_گیسوی_تو_بود
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود    تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوك مژگان تو در خون می‌گشت    باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
هم عفاالله صبا کز تو پیامی می‌داد    ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت    فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم    دام راهم شکن طره هندوی تو بود
بگشا بند قبا تا بگشاید دل من    که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر    کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: