فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


کنون_که_در_چمن_آمد_گل_از_عدم_به_وجود
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود    بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
بنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگ    ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود
به دور گل منشین بی شراب و شاهد و چنگ    که همچو روز بقا هفته‌ای بود معدود
شد از خروج ریاحین چو آسمان روشن    زمین به اختر میمون و طالع مسعود
ز دست شاهد نازك عذار عیسی دم    شراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمود
جهان چو خلد برین شد به دور سوسن و گل    ولی چه سود که در وی نه ممکن است خلود
چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار    سحر که مرغ درآید به نغمه داوود
به باغ تازه کن آیین دین زردشتی    کنون که لاله برافروخت آتش نمرود
بخواه جام صبوحی به یاد آصف عهد    وزیر ملک سلیمان عماد دین محمود
بود که مجلس حافظ به یمن تربیتش    هر آن چه می‌طلبد جمله باشدش موجود


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: