فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|دست از طلب ندارم تا کام من بر‌آید

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


دست_از_طلب_ندارم_تا_کام_من_بر‌آید
دست از طلب ندارم تا کام من بر‌آید    یا تن رسد به جانان یا جان ز تن بر‌‌آید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر    کز آتش درونم دود از کفن بر‌‌آید
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران    بگشای لب که فریاد از مرد و زن بر‌‌آید
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش    نگرفته هیچ کامی جان از بدن بر‌آید
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم    خود کام تنگدستان کی زآن دهن بر‌آید
گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان    هر جا که نام حافظ در انجمن بر‌آید


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: