غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


زهی_خجسته_زمانی_که_یار_باز_آید
زهی خجسته زمانی که یار باز آید    به کام غمزدگان غمگسار باز آید
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم    بدان امید که آن شهسوار باز آید
اگر نه در خم چوگان او رود سر من    ز سر نگویم و سر خود چه کار باز آید
مقیم بر سر راهش نشسته‌ام چون گرد    بدان هوس که بدین رهگذار باز آید
دلی که با سر زلفین او قراری داد    گمان مبر که بدان دل قرار باز آید
چه جورها که کشیدند بلبلان از دی    به بوی آن که دگر نو‌بهار باز آید
ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ    که همچو سرو به دستم نگار باز آید


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: