فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|یوسف گمگشته باز ‌آید به کنعان غم مخور

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


یوسف_گمگشته_باز_‌آید_به_کنعان_غم_مخور
یوسف گمگشته باز ‌آید به کنعان غم مخور    کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن    وین سر شوریده باز ‌آید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن    چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت    دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب    باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر‌کند    چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم    سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناك است و مقصد بس بعید    هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب    جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار    تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: