غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


منم_که_دیده_به_دیدار_دوست_کردم_باز
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز    چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی    که کیمیای مراد است خاك کوی نیاز
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل    که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق    به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این مقام مجازی به جز پیاله مگیر    در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی    که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق    نوای بانگ غزل‌های حافظ از شیراز


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: