فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


زلف_آشفته_و_خوی_کرده_و_خندان_لب_و_مست
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست    پیرهن چاك و غزل‌خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان    نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین    گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند    کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر درد‌کشان خرده مگیر    که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم    اگر از خمر بهشت است و گر باده مست
خنده جام می و زلف گره‌گیر نگار    ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: