غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


ای_سرو_ناز_حسن_که_خوش_می‌روی_به_ناز
ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز    عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز
فرخنده باد طلعت خوبت که در ازل    ببریده‌اند بر قد سروت قبای ناز
آن را که بوی عنبر زلف تو آرزوست    چون عود گو بر آتش سودا بسوز و ساز
پروانه را ز شمع بود سوز دل ولی    بی شمع عارض تو دلم را بود گداز
صوفی که بی تو توبه ز می کرده بود دوش    بشکست عهد چون در میخانه دید باز
از طعنه رقیب نگردد عیار من    چون زر اگر برند مرا در دهان گاز
دل کز طواف کعبه کویت وقوف یافت    از شوق آن حریم ندارد سر حجاز
هر دم به خون دیده چه حاجت وضو چو نیست    بی طاق ابروی تو نماز مرا جواز
چون باده باز بر سر خم رفت کف زنان    حافظ که دوش از لب ساقی شنید راز


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: