غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


بیا_و_کشتی_ما_در_شط_شراب_انداز
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز    خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده در‌افکن ای ساقی    که گفته‌اند نکویی کن و در آب انداز
ز کوی میکده برگشته‌ام ز راه خطا    مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز
بیار زآن می گلرنگ مشک بو جامی    شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز
اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کن    نظر بر این دل سرگشته خراب انداز
به نیم شب اگرت آفتاب می‌باید    ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
مهل که روز وفاتم به خاك بسپارند    مرا به میکده بر در خم شراب انداز
ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت    به سوی دیو محن ناوك شهاب انداز


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: