غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


درد_عشقی_کشیده‌ام_که_مپرس
درد عشقی کشیده‌ام که مپرس    زهر هجری چشیده‌ام که مپرس
گشته‌ام در جهان و آخر کار    دلبری برگزیده‌ام که مپرس
آن چنان در هوای خاك درش    می‌رود آب دیده‌ام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش    سخنانی شنیده‌ام که مپرس
سوی من لب چه می‌گزی که مگوی    لب لعلی گزیده‌ام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش    رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق    به مقامی رسیده‌ام که مپرس


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: