غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


باز_آی_و_دل_تنگ_مرا_مونس_جان_باش
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش    وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده که در میکده عشق فروشند    ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک    جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش
دلدار که گفتا به توام دل‌نگران است    گو می‌رسم اینک به سلامت نگران باش
خون شد دلم از حسرت آن لعل روانبخش    ای درج محبت به همان مهر و نشان باش
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند    ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس می‌کندش جام جهان بین    گو در نظر آصف جمشید مکان باش


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: