غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


باغبان_گر_پنج_روزی_صحبت_گل_بایدش
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش    بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال    مرغ زیرك چون به دام افتد تحمل بایدش
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار    کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری‌ست    راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
با چنین زلف و رخش بادا نظر‌بازی حرام    هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش
نازها زآن نرگس مستانه‌اش باید کشید    این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند    دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش
کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود    عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: