غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


خوشا_شیراز_و_وضع_بی‌مثالش
خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش    خداوندا نگه‌دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله    که عمر خضر می‌بخشد زلالش
میان جعفرآباد و مصلا    عبیر‌آمیز می‌آید شمالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی    بجوی از مردم صاحب کمالش
که نام قند مصری برد آن‌جا    که شیرینان ندادند انفعالش
صبا زآن لولی شنگول سرمست    چه داری آگهی چون است حالش
گر آن شیرین پسر خونم بریزد    دلا چون شیر مادر کن حلالش
مکن از خواب بیدارم خدا را    که دارم خلوتی خوش با خیالش
چرا حافظ چو می‌ترسیدی از هجر    نکردی شکر ایام وصالش


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: