غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


ببرد_از_من_قرار_و_طاقت_و_هوش
ببرد از من قرار و طاقت و هوش    بت سنگین دل سیمین بناگوش
نگاری چابکی شنگی کلهدار    ظریفی مه‌وشی ترکی قباپوش
ز تاب آتش سودای عشقش    به سان دیگ دایم می‌زنم جوش
چو پیراهن شوم آسوده خاطر    گرش همچون قبا گیرم در آغوش
اگر پوسیده گردد استخوانم    نگردد مهرت از جانم فراموش
دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست    بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
دوای تو دوای توست حافظ    لب نوشش لب نوشش لب نوش


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: