غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


دوش_با_من_گفت_پنهان_کاردانی_تیزهوش
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش    و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع    سخت می‌گیرد جهان بر مردمان سختکوش
وآن‌گهم در‌‌داد جامی کز فروغش بر فلک    زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام    نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی    گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور    گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید    زان که آن جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
بر بساط نکته‌دانان خود‌فروشی شرط نیست    یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد    آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: