فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


هر_چند_پیر_و_خسته_دل_و_ناتوان_شدم
هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم    هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا    بر منت‌های همت خود کامران شدم
ای گلبن جوان بر دولت بخور که من    در سایه تو بلبل باغ جهان شدم
اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود    در مکتب غم تو چنین نکته‌دان شدم
قسمت حوالتم به خرابات می‌کند    هر چند کاین چنین شدم و آن چنان شدم
آن روز بر دلم در معنی گشوده شد    کز ساکنان درگه پیر مغان شدم
در شاهراه دولت سرمد به تخت بخت    با جام می به کام دل دوستان شدم
از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید    ایمن ز شر فتنه آخر زمان شدم
من پیر سال و ماه نیم یار بی‌وفاست    بر من چو عمر می‌گذرد پیر از آن شدم
دوشم نوید داد عنایت که حافظا    بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: