فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


گر_چه_افتاد_ز_زلفش_گرهی_در_کارم
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم    همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دارم
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام    خون دل عکس برون می‌دهد از رخسارم
پرده مطربم از دست برون خواهد برد    آه اگر زآن که در این پرده نباشد بارم
پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب    تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن    از نی کلک همه قند و شکر می‌بارم
دیده بخت به افسانه او شد در خواب    کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم
چون تو را در گذر ای یار نمی‌یارم دید    با که گویم که بگوید سخنی با یارم
دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ریا    بجز از خاك درش با که بود بازارم


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: