فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


فاتحه‌ای_چو_آمدی_بر_سر_خسته‌ای_بخوان
فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان    لب بگشا که می‌دهد لعل لبت به مرده جان
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و می‌رود    گو نفسی که روح را می‌کنم از پی‌اش روان
ای که طبیب خسته‌ای روی زبان من ببین    کاین دم و دود سینه‌ام بار دل است بر زبان
گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت    همچو تبم نمی‌رود آتش مهر از استخوان
حال دلم ز خال تو هست در آتشش وطن    چشمم از آن دو چشم تو خسته شده‌ست و ناتوان
باز‌نشان حرارتم ز آب دو دیده و ببین    نبض مرا که می‌دهد هیچ ز زندگی نشان
آن که مدام شیشه‌ام از پی عیش داده است    شیشه‌ام از چه می‌برد پیش طبیب هر زمان
حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم    ترك طبیب کن بیا نسخه شربتم بخوان


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: