غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


چندان_که_گفتم_غم_با_طبیبان
چندان که گفتم غم با طبیبان    درمان نکردند مسکین غریبان
آن گل که هر دم در دست بادی‌ست    گو شرم بادش از عندلیبان
یا رب امان ده تا باز بیند    چشم محبان روی حبیبان
درج محبت بر مهر خود نیست    یا رب مبادا کام رقیبان
ای منعم آخر بر خوان جودت    تا چند باشیم از بی‌نصیبان
حافظ نگشتی شیدای گیتی    گر می‌شنیدی پند ادیبان


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: