غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


شاه_شمشاد_‌قدان_خسرو_شیرین_دهنان
شاه شمشاد ‌قدان خسرو شیرین دهنان    که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت    گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود    بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان
کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز    تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی می‌داری    شادی زهره جبینان خور و نازك بدنان
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد    گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست به دست آر وز دشمن بگسل    مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم    که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم    از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: