غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


از_من_جدا_مشو_که_تو‌ام_نور_دیده‌ای
از من جدا مشو که تو‌ام نور دیده‌ای    آرام جان و مونس قلب رمید‌ه‌ای
از دامن تو دست ندارند عاشقان    پیراهن صبوری ایشان دریده‌ای
از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک    در دلبری به غایت خوبی رسیده‌ای
منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان    معذور دارمت که تو او را ندیده‌ای
آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا    بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده‌ای


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: