فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|سحرگاهان که مخمور شبانه

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


سحرگاهان_که_مخمور_شبانه
سحرگاهان که مخمور شبانه    گرفتم باده با چنگ و چغانه
نهادم عقل را ره توشه از می    ز شهر هستیش کردم روانه
نگار می فروشم عشوه‌ای داد    که ایمن گشتم از مکر زمانه
ز ساقی کمان ابرو شنیدم    که ای تیر ملامت را نشانه
نبندی زآن میان طرفی کمروار    اگر خود را ببینی در میانه
برو این دام بر مرغی دگر نه    که عنقا را بلند است آشیانه
که بندد طرف وصل از حسن شاهی    که با خود عشق بازد جاودانه
ندیم و مطرب و ساقی همه اوست    خیال آب و گل در ره بهانه
بده کشتی می تا خوش برانیم    از این دریای ناپیدا کرانه
وجود ما معمایی‌ست حافظ    که تحقیقش فسون است و فسانه


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: