فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


عمر_بگذشت_به_بی_حاصلی_و_بوالهوسی
عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی    ای پسر جام می‌ام ده که به پیری برسی
چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند    شاهبازان طریقت به مقام مگسی
دوش در خیل غلامان درش می‌رفتم    گفت ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی
با دل خون شده چون نافه خوشش باید بود    هر که مشهور جهان گشت به مشکین نفسی
لمع البرق من الطور و آنست به    فلعلی لک آت بشهاب قبسی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش    وه که بس بی خبر از غلغل چندین جرسی
بال بگشا و صفیر از شجر طوبی زن    حیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی
تا چو مجمر نفسی دامن جانان گیرم    جان نهادیم بر آتش ز پی خوش نفسی
چند پوید به هوای تو ز هر سو حافظ    یسر الله طریقا بک یا ملتمسی


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: