غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


انت_رواح_رند_الحمی_و_زاد_غرامی
انت رواح رند الحمی و زاد غرامی    فدای خاك در دوست باد جان گرامی
پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت    من المبلغ عنی الی سعاد سلامی
بیا به شام غریبان و آب دیده من بین    به سان باده صافی در آبگینه شامی
اذا تغرد عن ذی الاراك طار خیر    فلا تفرد عن روضها انین حمامی
بسی نماند که روز فراق یار سر آید    رایت من هضبات الحمی قباب خیامی
خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت    قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقامی
بعدت منک و قد صرت ذابا کهلال    اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی
و ان دعیت بخلد و صرت ناقض عهد    فما تطیب نفسی و ما استطاب منامی
امید هست که زودت به بخت نیک ببینم    تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی
چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ    که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: