غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


ای_که_در_کشتن_ما_هیچ_مدارا_نکنی
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی    سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند    قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی
رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم    شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی
دیده ما چو به امید تو دریاست چرا    به تفرج گذری بر لب دریا نکنی
نقل هر جور که از خلق کریمت کردند    قول صاحب غرضان است تو آن‌ها نکنی
بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد    از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی
حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر    که دعایی ز سر صدق جز آن‌جا نکنی


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: