غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


به_چشم_کرده‌ام_ابروی_ماه_سیمایی
به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی    خیال سبزخطی نقش بسته‌ام جایی
امید هست که منشور عشقبازی من    از آن کمانچه ابرو رسد به طغرایی
سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت    در آرزوی سر و چشم مجلس‌آرایی
مکدر است دل آتش به خرقه خواهم زد    بیا ببین که که را می‌کند تماشایی
به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید    که می‌رویم به داغ بلند بالایی
زمام دل به کسی داده‌ام من درویش    که نیستش به کس از تاج و تخت پروایی
در آن مقام که خوبان ز غمزه تیغ زنند    عجب مدار سری اوفتاده در پایی
مرا که از رخ او ماه در شبستان است    کجا بود به فروغ ستاره پروایی
فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب    که حیف باشد از غیر او تمنایی
درر ز شوق برآرند ماهیان به نثار    اگر سفینه حافظ رسد به دریایی


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: