فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


دل_می‌رود_ز_دستم_صاحب_دلان_خدا_را
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را    دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکسته‌گانیم ای باد شرطه برخیز    باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون    نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل    هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت    روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است    با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند    گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را
آن تلخ‌وش که صوفی ام الخبائش خواند    اشهی لنا و احلی من قبله‌العذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی    کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد    دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر    تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند    ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود    ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: