غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


منم_که_گوشه_میخانه_خانقاه_من_است
منم که گوشه میخانه خانقاه من است    دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باك    نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله    گدای خاك در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانه‌ام وصال شماست    جز این خیال ندارم خدا گواه من است
مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی    رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی    فراز مسند خورشید تکیه‌گاه من است
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ    تو در طریق ادب باش و گو گناه من است


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: