غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


خم_زلف_تو_دام_کفر_و_دین_است
خم زلف تو دام کفر و دین است    ز کارستان او یک شمه این است
جمالت معجز حسن است لیکن    حدیث غمزه‌ات سحر مبین است
ز چشم شوخ تو جان کی توان برد    که دایم با کمان اندر کمین است
بر آن چشم سیه صد آفرین باد    که در عاشق کشی سحر‌آفرین است
عجب علمی‌ست علم هیئت عشق    که چرخ هشتمش هفتم زمین است
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد    حسابش با کرام الکاتبین است
مشو حافظ ز کید زلفش ایمن    که دل برد و کنون دربند دین است


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: