غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


صبا_اگر_گذری_افتدت_به_کشور_دوست
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست    بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست
به جان او که به شکرانه جان برافشانم    اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست
و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار    برای دیده بیاور غباری از در دوست
من گدا و تمنای وصل او هیهات    مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
دل صنوبریم همچو بید لرزان است    ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست
اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را    به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد    چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: