فال حافظ شیرازی|شبکه کاوشگر|روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


روشن_از_پرتو_رویت_نظری_نیست_که_نیست
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست    منت خاك درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری    سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب    خجل از کرده خود پرده‌دری نیست که نیست
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی    سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند    با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
من از این طالع شوریده برنجم ور نی    بهره‌مند از سر کویت دگری نیست که نیست
از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش    غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز    ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
شیر در بادیه عشق تو روباه شود    آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
آب چشمم که بر او منت خاك در توست    زیر صد منت او خاك دری نیست که نیست
از وجودم قدری نام و نشان هست که هست    ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است    در سراپای وجودت هنری نیست که نیست


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: