غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


ساقیا_برخیز_و_در_ده_جام_را
ساقیا برخیز و در ده جام را    خاك بر سر کن غم ایام را
ساغر می بر کفم نه تا ز بر    برکشم این دلق ازرق فام را
گر چه بد‌نامی‌ست نزد عاقلان    ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را
باده در ده چند از این باد غرور    خاك بر سر نفس نافرجام را
دود آه سینه نالان من    سوخت این افسردگان خام را
محرم راز دل شیدای خود    کس نمی‌بینم ز خاص و عام را
با دلارامی مرا خاطر خوش است    کز دلم یک باره برد آرام را
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن    هر که دید آن سرو سیم اندام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب    عاقبت روزی بیابی کام را


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: