غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


عیب_رندان_مکن_ای_زاهد_پاکیزه_سرشت
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت    که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش    هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست    همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها    مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل    تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به در افتادم و بس    پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی    یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: