غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

فال حافظ شیرازی


یا_رب_سببی_ساز_که_یارم_به_سلامت
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت    باز‌آید و برهاندم از بند ملامت
خاك ره آن یار سفر کرده بیارید    تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
فریاد که از شش جهتم راه ببستند    آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتی کن    فردا که شوم خاك چه سود اشک ندامت
ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق    ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت
درویش مکن ناله ز شمشیر احبا    کاین طایفه از کشته ستانند غرامت
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی    بر‌می‌شکند گوشه محراب امامت
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم    بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ    پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت


با پذیرفتن قوانین و شرایط شبکه کاوشگر نظر خود را درباره این غزل می نویسم: